بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
226
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
علامت آن تقدم تعب است و زيادتى گرمىبند و گشادهاى و ماندگى يافتن در اعضاى و درد بعضى اندام ها خصوصا آنچه تعب حركت بدان بيشتر واقع شود . و خشكى بشره و عدم عرق در اواخر مگر وقتى كه تعب سخت قوى و خشككننده نبوده باشد . كه آن هنگام در اواخر نمى در تن پديد آيد و گاه بود كه سرفه خشكى با اين حمى باشد و نبض صغير مايل به صلبى باشد و بول زرد و تيز و گرم باشد به سبب حركت مفرط و رقيق باشد سبب تحلل . علاج آن دور بودن است از هرچه خشكى فزايد و به كار داشتن هرچه در غمى مذكور شد به ترتيب . ليكن از آن غذاها اندكاندك خورد و تمريخ را بيشتر ملازمت نمايد ، خصوصا بر مفاصل و سر و گردن و پشت . غير معتاد به خمر جلاب خورد خصوصا در عطش و گوشت آب كه حيوانات در آن باشد مناسب بود و جمله ميوههاى سرد و ترها خنك ترىفزاى نيكو بود . حمى يوم استفراغى جهت سببيت استفراغ مر حمى را چهار است : يكى حركت مفرطى كه روح را از اضطراب و حركت اخلاط در حين اسهال پديد مىآيد . دوم اعيايى كه احشا را از كثرت اسهال مىشود و تعبى عظيم به طبيعت و روح مىرسد . سوم گرمى غالبه ادويه مسهله و غيرها كه جگر را گرم مىكند . چهارم غلبه بخارات مرارى دخانى به جهت گرم شدن ترى خون و بخارهاى تر به سبب فصد زايد پى محل . علامت آن تقدم استفراغ مفرط و استعمال دواهاى حاره است . علاج آن بازداشتن استفراغ است اولا بر سبيل رفق و تلطف و تدابير افراط استفراغات به محلش مذكور شد . و دوغ گاوى در اين باب جامع النفع است و فادزهر به آن به غايت مناسب ، و خوردن غذاهاى كه در غضبى مذكور شد و بعضى غذاهاى قابض چون دوغ گاو و آش زرشك و ريواج و سماق كه نعناع خشك يا پودنه تر در آن كرده باشند نافع آيد . و بر جگر و بر دل طلاى هاى مقوى و خشك نهادن و پشمى به روغن مصطكى يا روغن سنبل تر كرده بر معده طلا كردن جهت افراط اسهال نافع بود . و در افراط فصد به قوابض محتاج نباشد و استراحت جستن در جمله لازم بود به تخصيص در هواى خشك و ترىفزا . حمى يوم وجعى جهت سببيت وجع مر حمى را تعب و اضطراب روح است از تحليل و حركت اخلاط گرم و حرارت . علامت آن حصول وجع است در سر يا در گوش يا در چشم يا در دندان يا در مفاصل يا در اطراف يا در شكم يا در بواسير يا در محل شكستگىها يا در رحم يا در شانه يا در محل دملها و آماسها و ريشهاء بد . علاج آن نخست اصلاح حال عضو و تسكين وجع است . بعده به كار داشتن علاج تبعى اگر به رفع مرض رفع عرض نشده باشد و تدبير تسكين هر دردى به محلش مذكور گردد ان شاء اللّه تعالى . حمى يوم غشى جهت سببيت غشى مر حمى را اضطراب حركات روح است از آن حال .